مطهر بن محمد جمالى يزدى

19

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )

خون : اگر خون او خشك كرده بر گنده اندايند كه بر اندام كرده باشند پاك گرداند . سرگين : اگر يك دانگ شنگ سرگين او اندر نبيذ به خورد كسى دهند ، ؟ ؟ ؟ وق [ b 315 ] دشمن شود . فيل بجز از هندوستان هيچ جاى ديگر نباشد و آنها كه به اطراف عالم برند از آن جايگه برند . زيرا كه در نزهت‌نامهء علائى صفت او و تدبير گرفتن او گفته است ، درين جايگه ثقلى شمردم . و چون مست شود عجب مصاف كند و دوست دارد و باشد كه چون بر طرف ديگر باشد و مست شود ، هندوستان را و چراگاه نخستين يادش آيد . همچون اشتر هرّا كند و روى بر آن جايگاه نهد ، و زود آموز بود . و گفته‌اند كه چون پيلى زنده بود صد دينار ارزد ، يعنى استخوان او قيمت گيرد و دندان او باشد كه صد من برآيد . و چون از صناجه درگذرند ، هيچ بهايم صعب‌تر از وى نيست . و با اين همه صعبى ، از بانگ غوك ترسد . و اندر او خاصيتهاست . پيه فيل : جالينوس گويد هر كه هر روز پنج درم پيه فيل بخورد ، به مقدار يك / 21 / هفته فربه شود . زهره : اگر زهرهء او خشك كرده بسايند و در چشم كشند سپيدهء كهن ببرد . عاج : اندر سرو [ ى ] گاو يا گردنش بياويزند هيچ دد و جمنده « 1 » نزديك او نشود . ريم گوش : ريم گوش او چون در نبيذ به خورد كسى دهند بخسبد ، چنانك هفت روز بيدار نشود . كف « 2 » : اگر كف دهان فيل ، زنى با خويش دارد هرگز آبستن نشود . ناخن : اگر ناخن او خداوند ناسور بر خود دود كند ، فايده دهد .

--> ( 1 ) . م : جهنده . ( 2 ) . م : كفك .